محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
263
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىهراسند . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : « هيچ بندهاى مؤمن نمىشود تا آنكه بيم و اميد را يكجا گرد آورد و اين هدف ، محقق نمىشود ، مگر آنكه به مقضاى بيم و اميد عمل كند . » « 1 » اين شيوه به مؤمنان اختصاص ندارد ؛ بلكه هر عاقلى در برخورد با سختيها به زودى نوميد و تسليم نمىشود و نيز در حالت اقبال دنيا بر او از احتياط و دورانديشى ، دست نمىكشد . ( و لولا الأجل الذي كتب اللّه عليهم ، لم تستقر أرواحهم في أجسادهم طرفة عين . . . ) آنان در حالت اضطراب دائم قرار دارند و دو عامل همزمان در آنها اثر مىگذارد : اميد پاداش و ترس از كيفر . هنگامى كه اين دو عامل همزمان عمل كنند ، بين آنها توازن برقرار شده و اثر سودمند خود را بر جاى مىگذارند . چگونه پرهيزگاران در ميدان نبرد زندگى مىتوانند آرام و آسوده باشند ؟ ! و اگر زمان مرگ آنان مقدر نشده بود ، بىدرنگ جان مىباختند . ( عظم الخالق في أنفسهم فصغر ما دونه في أعينهم ) هرگز معلولها از علتهايشان و نتايج از مقدماتشان جدا نمىشوند . انسان ضعيف در برابر نيرومند شكست مىخورد و جهل از علم مىگريزد و ايمان راستين ، موانع را از پيش پا برمىدارد و اخلاص به فداكارى وامىدارد . بر همين اساس ايمان به خدا و قدرت و كمالش سبب مىشود كه هر چيز غير از او پوچ و بىارزش ديده شود و انسان تنها در پى خشنودى خدا برآيد و اعمال خود را تنها براى بزرگداشت خدا و رغبت در ثوابش و ترس از خشمش انجام دهد . ( فهم و الجنة كمن قد رآها فهم فيها منعمون ، و هم و النار كمن قد رآها فهم فيها معذبون )
--> ( 1 ) . كافى : 2 / 71 ح 11 ؛ تحف العقول : 395 .